تبليغاتX
بی نام - پست اول - وبلاگ من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم

 

سلام

 

اولین پست رو به وبلاگ "من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم" اختصاص میدم، لازمه در ابتدای بحث عرض کنم که من کل آرشیو این وبلاگ رو خوندم هم در پرشین بلاگ و هم در بلاگ اسکای و حتی گاهی کامنتهایی که واسشون گذاشته شده رو هم مطالعه کردم.

 

اولین نکته یی که در این وبلاگ خودنمایی میکنه، معرفی نویسنده هست که در بالای قالب بصورت یک نوشته افقی میتونید ببینید که به شرح ذیل می باشد:

صمیم- 29 ساله- چهار سال ازدواج کرده- مطمئن عاشق تر از اونا کسی نیست- بچه مچه خبری نیس مگه از هم سیر شدن؟ عاشق علی

و جمله یی در گوشه صفحه که به خواننده های احتمالی چشمک میزند که منو ببین:

در کنار من هرگز به غصه ها فکر نمی کند، همسرم را می گویم

 

1- نویسنده این وبلاگ یک خانوم با نام مستعار "صمیم" می باشند که علاوه بر اینکه کارمند هستند، مثل اینکه در آموزشگاههای زبان انگلیسی، مدرس نیز می باشند.

 

2- همونطور که میبینید ایشون از هر قسمت وبلاگ شامل قسمت معرفی و گوشه و کنارهای وبلاگشون استفاده کردند برای نشان دادن عشق عمیفی که بین خودشون و همسرشون وجو داره، ولی از همون پست اولی که وبلاگ نویسی رو شروع کردن هرگز این حس به خواننده دست نمیده که این دو زن و شوهر خوشبختی هستند در حالیکه به شدت تلاش میشه که زندگی زناشویی سرشار از عشق و علاقه یی رو به تصویر بکشند، اگر باور نمیکنید کافیه یه سر به وبلاگ ایشون بزنید (مخصوصا آرشیو پرشین بلاگشون رو) چون اون اوایل بسیار داغ و تازه کار بودند و بیشتر در این امر خطیر تلاش میکردند، ایشون پست های زیادی رو به آموزش معاشقه و راهکارهای داشتن یک زندگی شیرین و روابط زناشویی و ... اختصاص دادند و مثالهای متعددی از خود و همسرشون زده اند که ببینید ما چقدر خوشبختیم و چقدر همدیگه رو دوست داریم، چون فلان کارها رو میکنیم، چون بهمان می کنیم، علی رغم اینکه نویسنده تمام تلاش خود را برای بیان تخیالات خود بکار برده، باز هم نتونسته حس خوبی در خواننده ایجاد کنه، هرچند شاید واقعا آدمهای خوشبختی باشن و ایشون قلم خوبی نداشته باشن و بالعکس عمل کرده باشن ولی چندین سال وبلاگ نویسی نویسنده راجع به زندگی مشترکش نشون داده که خلاف این امر صادق است.

 

3- مورد مهمی که خیلی در نوشته های ایشون ( دوباره هم میگم خصوصا آرشیو پرشین بلاگشون) نمودار هست، بی ادبی و پرده دری و وقاحت بی شرمانه و بیش از حد ایشون هست، فکر میکنید یکی از نوشته های ایشون که با طنز اشتباه گرفته بودند راجع به چی بوده؟ شرح مبسوط و مفصل گ و ز ی د ن ایشون به خاطر سرفه های شدید بوده ، در جاهای دیگه از روشهای 3x و معاشقه با همسرشون، دستشویی رفتنشون بصورت خیلی بی شرمانه می نویسن، که نمونه های زیادی وجود داره و شما خودتون میتونید مطالعه کنید

 

4- نویسنده این وبلاگ خودش رو طنزنویس میدونه و اعتقاد داره که همه چی رو با زبون طنز میگه و به شدت هم دچار خودشیفتگی مزمن شده، در حالیکه کم وبلاگهای طنز که بر اصول طنز و فکاهی نوشته شده اند ندیده ایم، ایشون پرده دری و وقاحت رو با طنز اشتباه گرفته اند و گاها به خاطر تقلید از وبلاگهای دیگر که نویسنده های طنازی و هنرمندی دارند، سبک نوشته خودشون رو هم فراموش کردند و ما رو یاد اون ضرب المثل می اندازند که : کلاغ میخواست راه رفتن کبک رو یاد بیگره، راه رفتن خودش رو هم فراموش کرد

 

5- طبق نوشته هاشون ایشون از تحصیلات، طبقه اجتماعی، وضعیت شغلی، مالی و  ظاهر و قیافه کاملا معمولی  برخوردار هستند ولی در بیشتر نوشته هاشون تلاش فراوانی دارند که خودشون رو به قولی "با کلاس" و آداب دان معرفی کنند و بقیه ( که حتی به اعضای خانوادشون هم رحم نکردند) رو به تمسخر بگیرن و به سیبیل همه خوانندگان وبلاگشون بخندند که حرفهای ایشون رو باور میکنند، از نظر ایشون همه اقوام، اطرافیان، همکاران و ... شعور برخورد ندارند و یا تازه به دوران رسیده اند، مثلا همه در حسرت انگشتر خرکی (به معنای بسیار بزرگ) ایشون که در اصل مال خواهرشوهرشون می باشد هستند ، یا وقتی به مهمانی دعوت می شوند همه مهمانان جز ایشون (که به گفته خودشون دارای چاقی مفرط هستند) وحشیانه به غذاها حمله میکنند و فقط این وسط ایشون و همسرشون آداب دان هستند، از گفتن متلک، طعنه و کنایه هم به هیچ کسی از جمله افراد نزدیک خانواده کوتاهی نمی کنند.

 

فعلا نکته دیگه یی رو به خاطر نمیارم، نظر شما چیه؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 20:22  توسط کوروش  |